سال 94
سلام عسل مامان چند وقتیه برات ننوشتم الان نزدیک عیده فقط 10 روزه دیگه مونده قربونت برم ایشالله سال دیگه عید رو با هم جشن میگیریم ... مامانی وقتی بچه بود خیلی عید رو دوست داشت همیشه لباسای نو میخرید و تا عید چند بار میپوشید فدات بشم من وقتی بیای مطمئنم عید برای من و بابایی خیلی رنگ و بوی خوبی میگیره ... راستی مامانی کار بیمه ی بابایی هم انجام شده و انگار واقعا تو پا قدمت خیلی خیره هنوز حرفت اومده تو خونه همه چی داره خوب پیش میره عاشقتم .... مامانی تا میتونی از توی بهشت برای مامان و بابا دعا کن اخه سال 94 برای مامان و بابا خیلی سال بزرگیه ... توش قراره کلی اتفاقات بزرگ و هیجان انگیز بیوفته ... اولیش ایشالله رف...
نویسنده :
مامانی
9:55

